تبليغاتX
دست گرم -
درد های من اگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست... درد مردم زمانه هست...

13 آبان روزی نحس برای خیالبافی های استکبار...

13آبان نامی است که در تاریخ انقلاب اسلامی جلوه گر مبارزه و تقابل میان حق و باطل بوده و سمبل ایستادگی ملت  ما در مقابل استکبار جهانی.

13 آبا ن 58 واقعه ای بود که از یک سو شوکت امپریالیسم امریکا را در هم شکست و آنرا به زبونی کشاند و از سوی دیگر فریاد مظلومیت ملت ما را در سراسر جهان به طنین افکند. بنابر این تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که به اشتباه لقب سفارت را به خود گرفته بود، تنها در یک حادثه یک حادثه سیاسی صرف و در حد تعطیل شد سفارت خانه یک کشور در کشور دیگر نبود، بلکه سر آغاز تحول عظیمی بود که در سطح جهان و منطقه برای نشان دادن ماهیت مرموز زمامداران آمریکایی حادث شده بود.

پیروزی انقلاب همانند یک شک قوی توانسته بود استراتژی های حاکم بر منطقه و توازن قدرت بین غرب و شرق را متأثر خود سازد، بطوریکه دیگر از آن ایرانی که به عنوان خط مقدم آمریکا برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم، نزد دولتمردان آمریکایی محترم بود خبری نبود.

سایروس ونس وزیر امور خارجه دولت آمریکا در باره این باره گفته:« رفتن ایران از صف کشورهای متحد آمریکا و افتادن این کشور به دست رژیمی که دوست ما نیست، ضربه ای اساسی به منافع سیاسی امنیتی ما در آسیای جنوب غربی و خاور میانه به شمار می رود»

انقلاب همچنان با شعار وحدت جهان اسلام مشغول در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و تبدیل شدن به یک هژمون منطقه ای بود. آمریکا که برنامه های خود را با انقلاب ایران نقش بر آب می دید، سفارت خود را تبدیل کرد به پایگاهی برای طراحی و اجرای توطئه های خود علیه انقلاب . بطوریکه سفارتشان به عنوان ستاد عملیات سیا نه فقط در ایران بلکه در کل منطقه عمل می کرد تا شاید بتواند اقداماتش را در قالب و پوشش دیپلماتیک برای انحاط یا به انحراف کشانیدن انقلاب و نوپای ایران عملی سازد و بتواند با استفاده از سفارتخانه خلأ ناشی از اخراج مستشاران نظامی را پر کند.

با پیروزی انقلاب و انتصاب بازرگان به عنوان نخست وزیری، دولت موقت  جولانگاهی شده بود برای نیروهای لیبرالی که معتقد بودند باید با استبداد داخلی مبارزه کرد نه با استعمار خارجی و با اینکه بعد از انقلاب از لحاظ ساختاری تحول عمیقی در نظام بوجود آمده بود، آنها تنها به برخی اصلاحات سطحی در حد تعویض مهره های بالای رژیم اکتفا نمودند و تغییرات بنیادین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را نادیده می گرفتند. در کتاب خاطرات کارتر به این موضوع اشاره شده:« مهدی بازرگان...و اعضای کابینه اش که بیشتر تحصیل کرده غرب بودند، با ما همکاری داشتند، آنها از سفاغرت ما حفاظت می کردند....و برای ما پیام های دوستانه می فرستاند....بازرگان به طور علنی اعلام کرد که مایل است با آمریکا روابط حسنه ای داشته باشد، اما افراطیون طرفدار آیت الله خمینی برای او به صورت مشکلی در آمده بودند...»

آمریکا می خواست با استفاده از سفارت خود نیروهای لیبرال و میانه روی مذهبی را با عناصر ملی گرا و طرفدار رژیم سابق پیوند زند و آنها را بر علیه انقلابیون مذهبی گسیل دارد. ماجرا به اینجا ختم نمی شد؛ پس از اعدام های سران رژیم گذشته، 2 تن از اعضای سنای آمریکا قطعنامه ای را از تصویب سنا گذراندندکه ایران را بخاطر اعدامهای انقلابی اش به طرز شدیدی محکوم می کرد. این حرکتی بود در جهت انزوای ایران و اعلام مواضع خصمانه ایلات متحده بر علیه ایران.

امام(ره) هم واکنش نشان داد، در حالیکه آمریکا در پی آن بود تا فرستاده ای با نام « چارلز» را برای جذب ایران و جلوگیری از نفوذ شوروی در ایران به کشور بفرستد؛ امام نه تنها از پذیرش این دیپلمات کارکشته خودداری کرد بلکه « والتر کارتر» را نیز که جمهوری اسلامی پیش از این موافقتش را با اعزام او به عنوان سفیر به ایران اعلام کرده بود، رد کرد.

آمریکا هم به بهانۀ حفظ امنیت منطقه و با ادعای ربده شدن یک نفتکش در خلیج فارس، ناوگانش را در تنگه هرمز به حالت آماده باش در آورد. جالب اینجاست که دولت موقت هیچ توجهی به این واکنش ها نداشت و همچنان در پی بهبود روابط با ایالات متحده بود. تا آنجا که بازرگان در جشن انقلاب با برژینسکی مشاور امنیت ملی دولت کارتر دیدار کرد.( از خدمات برژینسکی به ایران، میتوان به این موارد اشاره کرد: وی یکی از طراحان کودتای 21 بهمن 57 بود و طرفدار جدی سرکوب انقلاب و مداخله نظامی در آن و تلاشهای زیادی را برای پذیرش شاه در آمریکا انجام داده بود) گفتنی است که به گفتۀ وی، ملاقات او با بازرگان به تقاضای بازرگان صورت گرفته بود.

در حالیکه شاه پس از فرار از ایران مشغول آوارگی خویش در کشور های مختلف بود، و ملت ایران خواستار بازگشت وی به ایران و محاکمۀ او بودند، دولت آمریکا که به خاطر بذل و بخشش های شاه خود را مدیون او میدانست و در حالیکه می ترسید مبادا عدم پذیرش شاه موجب هراس حکام وابسته اش در منطقه شود، شاه را پذیرفت و او به بهانۀ معالجه در آمریکا ماندگار شد.

امام (ره) که در مقابل واکنش های راسخ خود سیاستهای منفعلانه بازرگان را می دید، از دولت موقت قطع امید کرد و در 9 آبان 58 رو به جوانان کرد و فرمود: « ای جوانهایی که در مقابل توپ و تانک رفتید.... ای خواهرهایی که جوانان خود را از دست دادید... حفظ کنید خودتان را، نهضت خودتان را، ننشینید دیگران برای شما کار کنند، اینها برای شما کار نمی کنند...»

همچنین امام طی پیامی در 12 آبان 58 نسبت به پذیرش شاه از سوی دولت آمریکا اعتراض کرده و خطاب به دانشگاهیان فرمودند:« دانشگاهیان، دانش آموزان و طلاب علوم دینی، با قدرت تمام مبارزه خود را علیه آمرکا گسترش دهند»

این سخنان از زبان امام (ره) کافی بود تا نمایندگان دانشجویان پیرو خط امام چهار دانشگاه امیرکبیر،تهران، شهید بهشتی و صنعتی شریف به فرمان امام لبیک گویند و به برنامه ریزی برای تصرف سفارت آمریکا بپردازند.

روزنامه اطلاعات مورخ14 آبان 58:

«ساعت 10.30 دقیقه صبح گروهی ( حدود 400 نفر) از دانشجویان...که در حال شعار دادن در خیابان آیت الله طالقانی بسوی دانشگاه ( تهران) در حرکت بودند، هنگامیکه جلوی در اصلی سفارت رسیدندمسیر خود را تغییر داده و پس از گشودن زنجیرهای این در به داخل سفارت رفتند.در همان زمان گروهی از دانشجویان نیز از دیوار خود را به داخل سفارت رساندند و...»

پیش از آنکه دانشجویان به قسمت اصلی سفارت برسند، دیپلمات های آمریکایی مقداری از اسناد را در دستگاه های مخصوص خرد کن ریختند و از بین بردند و مقدار زیادی از اسناد را نیز سوزاندند و به خصوص نوارهای میکروفیلم و حافظه های کامپوتری را نابود کردند.

پس از تسخیر سفارت، دانشجویان که با عنوان دانشجویان پیرو خط امام وابستگی خود را به دیگر گروهها و دسته جات سیاسی منتفی دانستهبودند، با صدور بیانیه هایی به تشریح علل و انگیزه های این اقدام پرداختند.

برای این اقدام انگیزه های متفاوتی ذکر می گردد: پایان دادن به توطئه گریهای آمریکاییان در ایران، اعتراض به پذیرش شاه از سوی آمریکا، اعتراض به عملکرد دولت موقت، شناساندن جاسوسان آمریکایی و اعتراض به فشارهای تبلیغاتی آمریکا و حمایت آنها از افراد ضد انقلاب و فراری و ...

طبیعتاً دانشجویان پس از تسخیر سفارت حق داشتند طلبشان را بر سر آمریکا فریاد بکشند . آنان از ایلات متحده عدم دخالت در امور داخلی ایران،تحویل شاه و همسرش فرح و محاکمه آنها در ایران، رفع تحریم های اقتصادی و مالی و آزاد کردن اموال و داراییهای ایران در آمریکا، تحویل اموال خاندان سلطنتی و فراریان از ایران و... را می خواستند.

اشغال سفارت آمریکا نتایج دیگری را نیز در بر داشت؛ این حادثه در واقع منجر به افول دولت موقت بازرگان نیز شد و بازرگان دو روز پس از این واقعه استعفا کرد که بلا فاصله توسط امام پذیرفته شد و اساس همکارسهای ایران و ایالات متحده از هم گسیخت و آمریکا را که به لطف دولت موقت توانسته بود موقعیت از دست رفته اش در ایران را کم کم باز یابد با ضربه مهلکی از میدان به در کرد.

هیئت حاکمه آمریکا به شدت گیج شده بود و اختلافات در مورد راه برخورد با ایران شدت گرفته بود. گروهی با نماینده سایروس ونس وزیر خارجه راههای دیپلماتیک و گفتگو و در نهایت تحریم های اقتصادی و پروازی را مد نظر داشتند. گروهی دیگر به رهبری برژینسکی مشاور امنیت ملی دخالت نظامی را برای حل مسأله گروگانگیری پیشنهاد کردند تا آنجا که سایروس ونس پس از شکست حمله نظامی آمریکا در طبس از سمت خود استعفا کرد.

آمریکا به تحریم اقتصادی ایران و بلوکه کردن اموال و داراییهای ایران در بانکهای آمریکا و حتی آزادر و اذیت ایرانیان مقیم آن کشور پرداخت، اما در عوض اشغال سفارت که پیام آور آزادی و طنین انداز فریاد مظلومیت بود در کشورهای محروم و نهضت های آزادی خواه مورد استقبال قرار گرفت و باعث ریشه دوانیدن حرکتهای ضد استکباری در سطح جهان شد.

این حادثه هماقدر که بزرگ و مهم بود؛ تأثیرات بزرگ و مهمی را نیز از خود بجا گذاشت: ماهیت ایالات متحده را مشخص کرد، رابطه استعماری ایران و آمریکا را تمام شده اعلام کرد، هیمنه امپریالیسم آمریکا را در هم شکست، مردم را که در زمان حکومت دولت موقت خانه نشین شده بودند به صحنه کشاند، گروههای مارکسیستی از بین رفت و منجر به شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری در سال 1980 شد:

اشپیگل نوشت: « زمانی ایالات متحده می توانست تصمیم بگیرد چه کسی در ایران بر مسند قدرت بنشیند، اما امروز در 1980 آیت اللهی در تهران می تواند سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را تعیین کند»  و یا همیلتون جردن رئیس ستاد انتخاباتی کارتر در سال 1980 می گوید: « برای من روشن بود که کلید انتخابات در دست کسان دیگر در آنسوی دنیاست که تصمیم و عملشان تا آخرین لحظه قابل پیش بینی نیست. کارتر در هواپیما به من گفت: عجیب است که سرنوشت انتخابات در کشور بزرگ ما نه تنها در شیکاکو یا نیویورک ، بلکه در تهران تعیین می شود»

آری این است اراده یک ملت مسلمان که هر وقت بخواهد می تواند شکوه توخالی استکبار را به سخره بگیرد و آنرا به زانو در آورد.

اکنون که 28 سال از آن اتفاق می گذرد، بسیاری از حقایق آن زمان بر ما روشن می شود و به تبع آن پرسش های جدیدی نیز در حال شکل گیری است:

براستی آیا دانشجویان امروز ما در مقایسه با دانشجویان آبان 58 همان دید را نسبت به مسائل پیرامون خود دارند؟

آیا آن آرمان هایی که با جسارت و حرارت توسط آن جوانان از آنها دفاع می شد، اکنون به همان اندازه در دل ما زنده است؟ یا گذشت زمان آنها را برایمان تغییر داده؟

آیا خط قرمزهای جنبش دانشجویی الان ما همان خط قرمزهای آبان 58 است؟

آیا اساساً ما جنبش دانشجویی به معنای اصل کلمه داریم؟

آیا در حالیکه جنبشهای دانشجویی نسبتاً در کارهای علمی فعالند، کمی از معنای سیاسی آن دور نشده اند؟ در حالیکه پارادایم های جنبش دانشجویی آن زمان که منتهی به تسخیر سفارت شد متشکل بود از کار تشکیلاتی و مبارزه انقلابی.

اینها پرسش هایی است که باید به آنها پاسخ داد...     نظر فراموش نشود....                       

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 1:26  توسط حامد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بیا به خاطر ایمانمان به شک باشیم
و از اهالی این درد مشترک باشیم
حامد زمانی هستم، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران, ورودی 85
به همراه چند تن از دوستان، نشریه ای را قلم زدیم به نام دست گرم
این هم وبلاگ نشریه ماست...
گفتم باید بنویسم تا نمیرم...
راستی!...
به ذره گر نظر لطف, بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
همین...

نوشته های پیشین
شهریور 1387
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
پیوندها
دست نوشته هاي يك دانشجو
زلف يار
ققنوس
اكينا نيوز... طنز سياسي
مي رويم تا انتقام سيلي زهرا بگيريم
ارمينه
اي مهر طلوع كن كه خوابيم همه
جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي
يهود شناخت
صهيون پژوه
بچه هاي سوم تير
خبرنگار مسلمان... حامد طالبي
آرمانشهر
سمات
كيمياي قلم
خاتمي نيوز
محراب انديشه
مهر اوه من
فصل آگاهي
نسل بيدار
منطقه ممنوعه
قلم به دست مزدور سابق
پارس كومش
كاغذ مچاله هاي يك خبرنگار
كتاب نقد
تپش ثانيه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان