![]() |
![]() |
|
| درد های من اگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست... درد مردم زمانه هست... |
|
اسب و زينمون رو بردن... نذاريم راهو بدزدن ... مطلب را با اين حديث معروف از خاتم الانبياء (ص) شروع مي كنم و پيرامون آن بحث را پي مي گيريم: «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي، ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً لن يفترق حتي يردا علي الحوض الكوثر» پيامبر دو گوهر ارزشمند را براي ما به يادگار گذاشت، يكي قرآن و ديگري اهل بيت پاكش عليهم السلام. اگر نيك بنگريم ميبينيم كه به حق اگر بخواهيم دو نعمت ، از بزرگترين نعمات الهي را برشمريم، در ميان تمامي نعمت هايي كه خداوند به ما عطا كرده اين دو گوهر از اهميت ويژه اي برخوردارند. چيزي كه مشخص است اينست كه جامعه ما از دير باز با اين دو عجين بوده و هست. براي اعتلاي ايندو تلاش كرده، خرج كرده و حتي جانش را فدا كرده، پس هم ما و هم تمامي كشورهاي دنيا برا اين باورند كه جدا كردن ملت ايران از ثقلين پيامبر امكان پذير نيست و مادامي كه اين دو وجود دارند، روح ايمان، آزادگي، ايثار، جهاد و ... نيز در بين آنها وجود دارد و اينها عواملي هستند كه شكست يك جامعه را غير ممكن مي كنند. از طرف ديگر روح اسلام ستيزي و اسلام گريزي در غرب بخاطر زيانهايي كه آنها دارند از اسلام مي برند چيزي است كه با آها عجين شده. و اين را هم مي دانيم كه آنها تمام تلاش خود را براي مبارزه با اسلام ميكنند.اسلامي كه اگر بخواهيم آنرا در دو كلمه خلاصه كنيم، آن دو كلمه قرآن و اهل بيت است. اما هم ما و هم آنها بخوبي مي داننم كه نمي توانند ايندو را از جامعه ما جدا سازند، خود قرآن كه آب پاكي را بر دست آنها ريخته:« انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» بنابر اين تنها يك راه باقي مي ماند و آن كمرنگ كردن روح معارف اسلامي است، يعني بردن ثقلين در وادي اي كه هيچ ضربه اي به آنها نزند، مصداق همان شيري كه دندانهايش را كشيده اند. چيزي كه آنها مي خواهند تغيير« اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» است وبراي تحقق اين هدف چه پول ها كه خرج نمي كنند و چه تخصصها كه به كار نمي گيرند و چه وقتها كه نمي گذارند، حتي براي براندازي جلسات روضه در ايران ميليون ميليون خرج مي كنند و وقتي كه مي بينند نمي توان آنها را بر انداخت، چه قدر خوشحال مي شوند كه پيام مكتب اسلام به صورت منحرف شده و يا مبتذل بيان شود. مثلا ترويج مطالب غير واقعي در قالب خواب، مكاشفه، زبان حال و يا بيان گزارشهاي غير عقلاني و مبتذل از واقعه تاريخي و خرافه هاي غالباً احساساتي. گاهي بيان اين مطالب با هدف بيان مسأله اي غير واقعي نيست بلكه بخاطر غفلت و نا آگاهي نسبت به روح تعاليم ديني است. مثلا در جلساتي كه در رسانه هاي مختلف نمود دارد و در بين مردم از انعكاس بالايي برخوردار است، نمي بايستي به عزاداريهاي صوري اكتفا شود و از طرح پيام اهل بيت كه دشمنان شيعه علوي از طرح اين پيام در هراسند خودداري شود. يكي از مسائل مهم در اين زمينه كاركرد رسانه ملي است. رسانه ملي نبايد به عوام نگري و سطحي نگري اين واقعه دامن بزند، زيرا انعكاس و تأثير گذاري اش در جامعه بسيار بالاست. مسئله ديگر بردن اهل بيت به وادي ظاهر است، به اسم عرفان. يعني تصور اهل بيت با صورتي زيبا و هيكلي درشت و اندامي تنومند. اين مسئله نياز به توضيح دارد. همانطور كه ميدانيم در وادي عرفان هر چيزي نماد چيز ديگري است، چشم، لب، دهان و... هر كدام براي عارف معناي خاصي دارد، دقت كنيد: عارف! يعني كسي كه تمامي مراح شناخت را گذرانده و به اين مرحله رسيده است كه بگويد: من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم . اينطور نيست كه اگر ما بخواهيم كودكي را با اهل بيت عجين سازيم، در همان گام اول، برايش از چشمان زيبا و قد بلند اهل بيت بگوييم و او را بدون شناخت و معرفت نسبت به اهل بيت و قرآن رها كنيم تا در جهل خود بماند و اعتقاداتش با كوچكترين لرزشي فرو ريزد. پس رسيدن به آن مرحله خود نيازمند طي مراحلي ديگر است، تازه اگر هم شرايط فراهم شد بروز دادن آن در رسانه ها كار صحيحي نيست، چون در آن صورت ما با يك قشر خاص طرف نيستيم بلكه مخاطب عموم مردم اند و اين ممكن است مضرات جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد. اين مقوله ظاهر گرايي در قبال قرآن نيز مصداق دارد و آن عبارتست از توجه و اهتمام به روخواني و قرائت قرآن و زيباخواني آن و عدم اهتمام كافي نسبت به مقوله تفسير و آموزش تعاليم قرآني. البته ما هم ميدانيم كه كوچكترين قدم براي قرآن و اهل بيت بر داشتن داراي بيشترين اجر است، اما چيزي كه در شرايط فعلي جامعه ما بدان نياز دارد تزريق تعاليم و معارف حقيقي اسلام در كالبد اقشار جامعه است. مسئله ديگري نيز كه قابل نقد است، اينست كه ما برخي معارف را پر رنگ تر و غليظ تر بيان مي كنيم و برخي ديگر را كمرنگ و مسكوت رها مي كنيم، به عنوان مثال در قبال اهل بيت، عليرغم اينكه كلهم نورُ واحد، اما آيا همتي كه براي بزرگداشت ولادت و شهادت ائمه مي كنيم بين آنها متناسب است؟ ما نمي گوييم براي هر كدام از ائمه ده روز عزاداري و يا چندين روز جشن بگيريم ، هر چند هر كاري كه كرده ايم و خواهيم كرد قطره ايست در مقابل دريا، اما اينطور نيز صحيح نيست كه ما ولادت يا شهادت بعضي ائمه را مسكوت رها كنيم و يا اصلا به خاطر نداشته باشيم. در خصوص معارف اهل بيت نيز متأسفانه وضع به همين منوال است. به عنوان مثال آيا ما اطلاعاتي كه از سخنان و زندگي نامه حضرت علي (ع) داريم با اطلاعات ما از امام جواد يا امام هادي عليهم السلام يكسان نه، متناسب است؟ اگر ما دوباره باز گرديم به حديث گهر بار پيامبر(ص) نكته اي كه به چشم مي زند و نمود دارد، عدم جدايي قرآن واهل بيت است. سؤالي كه جا دارد در اينجا مطرح شود اينست: چرا ما شيعيان كمتر به قرائت و فهم قرآن اهميت مي دهيم ؟ چرا براي مراسم عزاداري ائمه اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين ساعتها وقت صرف مي كنيم ولي در زمينه قرائت و شركت در جلسات قرآني كمتر اهتمام داريم؟ دقيقاً انحراف مسلمانان از آنجايي شروع مي شود كه خواستد بين كتاب خدا و اهل بيت فاصله و جدايي بيندازند در حالي كه اين دو از هم جدا نمي شوند و چنگ زدن به هر دوي آنها اجتناب ناپذير است. نمي توان گفت:« حسبنا كتاب الله» يا « حسبنا ما روي لنا من اهل البيت» بلكه بايد يه هر دوي انها تمسك ورزيد. حال وظيفه ما شيعيان در قبال اين دو امانت گرانقدر اينست كه علاوه بر رونق دادن و اعتلاي قرآن و اهل بيت با روح تعاليم و معارف آنها نيز آشنا شويم تا هيچ كس و هيچ ابزاري نتواند خدشه اي به اين دو امانت گرانبها وارد سازد. ان شاء الله...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 13:2 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
بیا به خاطر ایمانمان به شک باشیم
و از اهالی این درد مشترک باشیم حامد زمانی هستم، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران, ورودی 85 به همراه چند تن از دوستان، نشریه ای را قلم زدیم به نام دست گرم این هم وبلاگ نشریه ماست... گفتم باید بنویسم تا نمیرم... راستی!... به ذره گر نظر لطف, بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند همین... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|